باز دگرگون شده حال دلم
تازه شده باز ملال دلم
باز دل و پرسش و سال شمار
آه از اين سال و شمار دلم
خسته ام از اين همه دلواپسی
اين همه اوهام و خيال دلم
آه کجايي که بگويي که کي
مي رسد اين روز وصال دلم
با تو تمناي دل عاشقم
بي تو محال است کمال دلم
با تو من آزاد و رهايم ولي
مي شکند بي تو دو بال دلم
دیشب شب رویای تو بود و تو نبودی
در گوش من آوای تو بود و تو نبودی
دل زیر لب آهسته تمنای تو می کرد
در حسرت ایمای تو بود و تو نبودی
نقاشی دریا که کشیدم تک وتنها
محتاج تماشای تو بود و تو نبودی
صد قافیه زد دل به هوای سر کویت
دل وسعت دریای تو بود و تو نبودی
دیشب که گل از آیینه ی ماه گل انداخت
در فکر تمنای تو بود و تو نبودی![]()
![]()
دل تو با همه آیینه ها نسبت داشت![]()
![]()
برای شما که وب لا گ وی خواستی
خوش بگذره
