وقتی نیستی خونه زندونه برام
کاش هر چه زودتر از راه برسی
کاش هر چه زودتر انتظارم به سر میرسید
کاش هر چه زودتر تمام میشد
تا من ......
گذشته یه زخم پیر و کهنه است خوب نمی شه
تو ابرا یه ابر گریه سازه دور نمی شه
یه مرغ جلده که هیچ وقت نمی ره
یه دشت خشک که با اشک جون می گیره
یه زنجیره یه بنده یه دیوار بلنده
گذشته جنس کوهی مثل سنگه
چه سخته چه سخته گذشتن از رو دیوار گذشته
یه خوابه رسیدن به فردایی که پشت اون نشسته
گذشته تو آزاری تو دردی یه دیوار بلندی
گذشته جنس کوهی مثل سنگی![]()

کاش هیچوقت گذشته های تلخ تکرار نشود ...

قاصدک خوش خبرم روزهاست که نیامده
و من در پشت پنجره های تنهایی تو را می خوانم وخاطراتت را....
خواهم ماند در انتظارتو چرا نوشتم در برگ تنهاییم برایت
نمیدانم...روزی خواهی آمد میدانم...گریان نمی مانم
خندانم برای ورودت ای عشق من...!!![]()
سلام اما کمی حالم خراب است
ببین حتی خطوط نامه ام پر اضطراب است
مپرس از حال و روزم ، خسته روح و بیقرارم
کویری دور و تنهایم که دستم دور از آب است
خودم را لابه لای عابران گم کرده ام باز
در این شهری که هر کس چهره اش پشت نقاب است
به کی بفهمانم که دلتنگم برایت
در اینجا زندگی بی تو سراپایش عذاب است
کدامین جاده آخر سر به پایت میگذارد
پس از عمری ، هنوز آیا سوالم بی جواب است؟