



ای آنکه بجز تو هوایی بسرم نیست
کسی در نظرم نیست
جز یاد عزیزت
کسی همسفرم نیست
مرا یار دگر نیست
عطر تو و احساس تو را کسی نفهمید
دلت از همه رنجید
من مثل تو از دست همه رنج کشیدم
جز غصه ندیدم
ای تو همدم
ای تو همدل
عاشقم من
عاشق تو
ای تو تنها خوب دنیا
با تو دارم گفتنی ها
ای وفادار، نازنین یار
ای نشسته بر دلت خار
عاشقم من
عاشق تو
با تو دارم گفتنی ها
دوباره شب 
دوباره سکوت
دوباره تنهایی
دوباره من و یک دنیا خاطره , دوباره تنها شده ام , دوباره دلم تنگ است , به اندازه غم یک گل پژمرده , به اندازه
سوز و تب یک دشت باران نخورده , به اندازه اندوه یک مرغ قفسی
دوباره صورتم نم اشک را حس کرد
دوباره باران را به انتظار نشسته ام
دوباره درد را به مدارا نشسته ام
دوباره دلشوره را به دل نهفته ام
دوباره می خواهم به سوی تو بیایم
دوباره دلم هوای تو را کرده